سلام این اولین باره که من می خوام از خودم تو این وبلاگ صحبت کنم و این هم فقط به خاطر اینه که دارم برای مدتی نامعلوم این وبلاگ رو ترک کنم. پیش از هر چیز می خوام از دلایل ساخت این وبلاگ حرف بزنم ما (یعنی سروش و احسان و رضا) در اوایل که این وبلاگ رو تاسیس کردیم می خواستیم زکات علم بدیم یعنی هدفمون این بود که هر چیزی رو که یاد میگیریم تو این وبلاگ بنویسیم تا هم بهتر یاد بگیریم و هم اون رو نشر بدیم اما تازگی ها که عمل کردمون رو مورد بررسی قرار دادم متوجه شدم که از هدفمون دور شدیم مثلا گاهی چیز هایی نوشته بودیم که خودمون هم نمی فهمیدیم یا وقتی مطلب نداشتیم از سایت های دیگه کپی میکردیم البته مسلما این کار ما ذاتا اشتباه نبوده اما از اهداف ما این بود که خودمون مقاله بنویسیم یا از مجله ها مقاله هایی رو به وبلاگ منتقل کنیم نه این که کار یک دستگاه کپی رو انجام بدیم پس لازم دونستم که تغییراتی وسیعی در وبلاگ انجام ایجاد کنم. مثلا می خوام بعضی از بخش ها که زیاد به ما ربط نداره رو حذف کنم و بخش هایی بهتر جایگزین آن ها بشوند که امیدوارم شما با نظرات خوبتون در این کار به ما کمک کنید( هر چند که چشمم زیاد آب نمی خوره که کسی به ما نظر بده)
حالا می خوام حرف اصلی رو بزنم اول این که من دارم وبلاگ نویسی رو موقتا ترک می کنم تا برم و محدوده علمی و فکری خودم رو وسیع تر کنم چون احساس می کنم با این دانش کمی که دارم(در حدود شاید بتونم بگم دانش اسب) نمی تونم در جامعه وبلاگ مطلب بنویسم و من وقتی بر میگردم که احساس کنم صلاحیت نشر دانش رو دارم یا بهتر بگم دانشی رو که ارزش نشر داشته باشه رو کسب کرده باشم.
حالا موضوع بعدی حالا که من دارم می رم (اوه راستی یادم رفت بگم من کیم من سروش افخمی هستم----- خوب اصلا به شما چه ربطی داره که من کیم؟) یه نفر دیگه به جای من میاد (یعنی اومده) که به احتمال زیاد تو بخش پزشکی وبلاگ که راکد مونده فعالیت بکنه اسمشم سروش حکیمیه. ( امیدوارم او مثل ما نیاشه و به وبلاگ برسه)
اما یه چیزی هم بگم که خیلی خیلی حالم رو گرفته اونم این که «بابا ما نظر می خوایم» پوسیدیم از بس که منتظر نشستیم تا یه نفر پیدا شه به ما نظر بده. سالی ماهی یه نفر پیدا می شد که میومد و یه نظر واقعا درست و حسابی می داد ماشا الله بقیه نظرا هم که همش تبلیغاتی بود و هر کسی تبلیغ وب خودش رو می کرد هر چند که ما هم بعضی وقتا همین کارا رو می کردیم اما به جون خودتون واسه پست خداحافظی من نظر بدین تا با دل خوش برم.
خوب دیگه حرفام تموم شد بخشید اگه چرت و پرت زیاد گفتم مرو ببخشید به هر حال سعی کردم به احترام این ماه عزیز و به احترام امام حسین(ع) کمتر حرف مفت بزنم و تلاشم این بود که تا حدی معیار نوشتار (شایدم بتونم بگم گفتار) رو رعایت کنم در هر صورت هر کاری می کنین نظر واسه این پست فراموشتون نشه آخه واقعا من یکی دچار کمنداظر (همون بیماری کمبود نظر) شدم.
دیگه باید بگم بدرود!
پس می گم بدرود: بدرود دوستان
سلام می خوایم بدونیم که تو این روز ها چه احساسی دارید؟
خواهشا جواب بدید و صادقانه جواب بدید.



و تو بی من چه داری
هیچ!!!
بگو با من چه کم داری عزیزم
هیچ!!!
هزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خورشید و گیاه و نور و هستی را
برای جلوه خود آفریدم من
ولی وقتی تو را من آفریدم
بر خود احسنت می گفتم
تویی زیباتر از خورشید زیبایم
تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
تو ای محبوب تر مهمان دنیایم
نمی خوانی چرا ما را؟
مگر آیا کسی هم با حدایش قهر می گردد؟
هزاران توبه ات را گر چه بشکستی
ببینم من تو را از درگهم راندم؟
اگر در روزگار سختیت خواندی مرا
اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی
به رویت بنده ام من هیچ آوردم
که می ترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور آن نا مهربان معبود
آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت خالقت
اینک صدایم کن مرا با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام
آیا عزیزم حاجتی داری؟
تویی از ما کنون برگشته ای اما
کلام آشتی را تو نمی دانی
ببینم چشم های خیست آیا گفته ای دارند
بخوان ما را
بگردان قبله ات را سوی ما
اینک وضویی کن
خجالت می کشی از من؟
بگو جز من کس دیگر نمی فهمد
به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
برای درک آغوشم
شروع کن یک قدم با تو
تمام گام های مانده اش با من
بخوان ما را
منم پروردگارت
خالقت از ذره ای نا چیز
صدایم کن مرا
آموزگار قادر خود را
قلم را علم را من هدیه ات کردم

بخوان ما را
منم معشوق زیبایت
منم نزدیک تر از تو به تو
اینک صدایم کن
رها کن غیر ما را سوی ما باز آ
منم پروردگار پاک بی همتا
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست دارم
تو بگشا گوش دل
پروردگارت با تو می گوید
تو را در بی کران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم نخواهم کرد
بساط روزی خود را به من بسپار
رها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را
تو راه بندگی طی کن
عزیزا من خدایی خوب می دانم

تو دعوت کن مرا بر خود
به اشکی یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم
طلب کن خالق خود را
بجو ما را
تو خواهی یافت
که عاشق می شوی بر ما
و عاشق می شوم بر تو
که وصل عاشق و معشوق هم
آهسته می گویم خدایی عالمی دارد
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسب های خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن
تکیه کن بر من
قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهم کرد
بخوان ما را
که می گوید که تو خواندن نمی دانی؟
تو بگشا لب
تو غیر از ما خدای دیگری داری
رها کن غیر ما را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از ما چه می جویی؟
منتظر قسمت دوم باشید.

مسرور شو ای شیعه بشیر آمده است
میلاد ولایت امیر آمده است
از نزد خداوند جهان می دانید
فرخنده ترین عید غدیر آمده است
"غمگین اردکانی"
عید سعید غدیر خم گرامی باد
با وجود اينكه چهرة راستين اميرالمؤمنين(ع) را منحصراً خدا و پيامبرش ميشناسند و فضايل آن حضرت قابل احصا و احاطه نيست، و رسول خدا(ص) نيز به دليل عدم ظرفيت و خوف افراط امت، همة آن را بازگو ننمودهاند، و از ميان اندك مكارمي هم كه نقل شده، نيمي را دشمنان آن حضرت از سر جسارت و گروهي را دوستان به سبب تقيه كتمان داشتهاند، اما همان اندك فضايلي كه به دست ما رسيده، بدان اندازه است كه صدها هزار ورق از متون و آثار انديشمندان اسلامي را به خود اختصاص داده است.
يكي از دانشمندان بزرگ اسلامي كه سهمي سترگ در اين جهاد عظيم دارد و به حق از پاسداران حريم ثقلين ـ قرآن و عترت ـ شمرده ميشود، مفسر و محدث، علامة بزرگوار سيد هاشم بحراني است، كه بيش از نيمي از آثار چهلگانهاش، به اثبات حقانيت و فضايل اهل بيت(ع) اختصاص يافته است. مطلبي كه پيش رو داريد، گزيدهاي از اثر ارزشمند اين بزرگ به نام علي و السنّة است كه به مناسبت فرا رسيدن ايّام غدير، به محضر گراميتان تقديم ميشود.
- علي(ع)، اميرالمؤمنين
با كلمة اميرالمؤمنين به علي سلام دهيد.
و از قول صحابة پيامبر خدا(ص) نقل ميكند كه آن حضرت(ص) به ما دستور دادند كه بر حضرت علي(ع) با كلمة اميرالمؤمنين سلام دهيم. البته اين كلمه در زمان برخي از زمامداران، به اشتباه براي آنان استفاده شده است.
اين روايت را چندين روايت ديگر تأييد ميكند كه رسول خدا فرمودند: «خداوند هيچ آيهاي را با جمله «يا ايّها الّذين آمنوا» بر من نازل نكرد مگر اينكه در رأس و امير آنها علي بن ابي طالب وجود دارد».
- روشنكنندة حق از باطل پس از پيامبر(ص)
رسول خدا به من دستور داد كه آب وضو برايش بياورم و به دست مباركش بريزم، سپس ايستاد و دو ركعت نماز خواند و آنگاه فرمود: اي انس، اولين كسي كه از اين در بر تو وارد شود، اميرالمؤمنين و سيد مسلمانان و پيشواي رو سفيدان بهشتي و آخرين اوصياي پيامبران است. انس گويد: در دل با خود گفتم اي كاش يكي از انصار رسول خدا وارد شود ولي چيزي در ظاهر نگفتم، كه در اين هنگام حضرت علي(ع) وارد شد.
رسول خدا پرسيد: اي انس كيست كه وارد شد؟
عرض كردم: علي است.
رسول خدا با خوشحالي از جا حركت كرد و او را در آغوش گرفت و عرق پيشاني و صورت خود را به صورت او ماليد و عرق صورت و پيشاني او را به صورت خود كشيد.
علي(ع) گفت: اي رسول خدا چه شده است كه تا كنون اين چنين با من برخورد نميفرموديد؟
حضرت فرمودند: چرا اينچنين نكنم و حال آنكه تو هستي كه از سوي من سخن ميگويي و صداي مرا به مردم ميرساني و [حقيقت را] در آنچه كه بعد از من در آن اختلاف ميكنند برايشان روشن ميگرداني.
- فضايل بيشمار
خداوند براي برادرم علي، فضايل بيشماري قرار داده است كه اگر كسي از روي اعتقاد، يكي از آن فضايل را بيان نمايد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را ميبخشد، اگر كسي يكي از فضايل آن حضرت را بنويسد، تا هنگامي كه آن نوشته باقي است، ملائكه براي او استغفار ميكنند، و اگر كسي يكي از فضايل آن حضرت را استماع نمايد، خداوند همة گناهاني را كه از راه گوش انجام داده است ميبخشد، و اگر كسي به نوشتهاي دربارة فضايل علي(ع) نگاه كند، خداوند از تمام گناهاني كه از راه چشم كسب كرده است در ميگذرد.
همچنين خوارزم به روايت ابن عباس از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده است، كه فرمود:
اگر تمامي باغها، قلم، و درياها، مركب، و همة جنيان، حسابگر، و همة انسانها نويسنده باشند، قادر به شمارش فضايل علي ابن ابيطالب(ع) نخواهند بود.1
- محبّت واجب شده
جبرئيل همراه با ورقي از برگ سبز نزد من آمد كه در آن با خط سفيد نوشته بود: «دوستي و محبّت علي بن ابيطالب بر مردم واجب است، اين را از سوي من (يعني از سوي خدا) به آنها ابلاغ كن.»2
- محور بعثت پيامبران
شب معراج در ديدار با پيامبران، خداوند به من وحي كرد كه از آنها بپرس: چگونه و براي چه چيز بعثت يافتيد؟ گفتند: براي بيان يكتايي خدا و اقرار به نبوت تو و ولايت علي ابن ابيطالب برانگيخته شديم.
- موجب نيك بختي
خداوند بعد از آفرينش زمين و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوت من و ولايت علي ابن ابيطالب را بر آنها عرضه كرده و پذيرفتند، آنگاه تمامي بشر را آفريد و امر دين را به ما واگذار فرمود، بنابراين سعادتمند كسي است كه به راه ما آيد و با شقاوت كسي است كه از راه ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال كرده و حرامش را حرام ميكنيم.3
- نقطة مقابل حرارت دوزخ
اگر تمامي مردم بر دوستي علي بن ابيطالب(ع) گرد ميآمدند، خداوند آتش دوزخ را خلق نميكرد.4
- با علي(ع) همراه شويد
علي پيشواي نيكمردان و نابودكنندة نابكاران است، كسي كه او را ياري كند، از سوي خدا نصرت مييابد و اگر كسي او را خوار كند، خوار ميشود و حق همراه اوست، و از او پيروي ميكند، پس بايد با او همراه شويد.5
علامه سيد هاشم بحراني
ماهنامه موعود شماره 83
پينوشتها:
1. مناقب خوارزمي، چاپ ايران، ص 18.
2. مناقب، ج1، ص 39.
3. مناقب خطيب، ص 39.
4. نزهة المجالس صفوري، ج 2، ص 168.
5. مناقب خطيب.
اگر میخواهید بدانید این صد چهره مشهور چه ماشینی سوار میشوند، این فهرست را از دست ندهید
1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد
3- تهمینه میلانی --– پرادو
4- مسعود ده نمکی --– پژو 206
5- پرویز پرستویی –-- پرشیا
6- بهرام رادان --– لندکروزر
7- پوریا پورسرخ --– پاترول
8- علی لهراسبی --– پرادو
بقیه رو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
جديدترين بررسي ها در باره کاربرد رياضيات پيشرفته در کاشي کاري بناهاي اسلامي از جمله مسجد امام اصفهان و گنبد مراعه در مجله ساينس منتشر شد.
يافته هاي جديد در زمينه رياضيات در كشورهاي اسلامي كه در مجله ساينس منتشر شده است نشان ميدهد رياضيات در اين مناطق به مراتب از آن چه که تاکنون تصور مي شد پيشرفته تر بوده است.
به گزارش مجه سايتس دانشمندان اعلام کردند بررسي اشکال هندسي پيچيده در کاشي هاي تزييني که بر روي شاهکارهاي معماري اسلامي مربوط به قرن پانزدهم ميلادي وجود دارد ، نشان مي دهد اعداد کوچک در اشکال شبه کريستالي نقش بسيار مهمي داشته اند.
براساس اين گزارش تنها در دهه هاي 1970 بود که پرفسور «راجر پن رز» رياضي دان و کيهان شناس انگليسي براي اولين بار اين اشکال هندسي را براي علاقمندان غربي تشريح کرد.
دراين گزارش همچنين آمده است:« اشکال و الگوهاي شبه کريستالي در کاشي کاري هاي اسلامي شامل مجموعه اي از واحدهاي در هم پيچيده اي است که در آن الگوي هندسي حتي هنگامي که که به گونه اي نامتناهي درتمام جهات امتداد مي يابند و فرم ويژه اي از تقارن مي يابند، هرگز تکرار نمي شوند.»
«آرتور پيتر لو »از دانشگاه هاروارد که اين مقاله را چاپ و منتشر کرده است با اشاره به اين که اشکال هندسي خيره کننده موجود در کاشي هاي يک بناي اسلامي نشان دهنده الگوي هندسي ويژه اي است که نشان مي دهد که طراحان اين اشکال هندسي ا ز رياضي دانان اروپايي 500 سال جلوتر بوده اند، او افزوده است :«اين اشکال حقيقتا گيج کننده اند زيرا رياضيات به گونه اي چنان شگفت انگيز در اين کاشي کاري ها به کاررفته است که ما تا 20 -30 سال پيش نتوانستيم متوجه آن شويم.»
«ارتور لو» و همکارش پرفسور« پاول استين هاردي» از دانشگاه پرينستون به ويژه طراحي و اشکال موجود در «درب مسجد امام در اصفهان» را عالي ترين نمونه از کاربرد رياضيات پيشرفته در آثار هنر معماري اسلامي معرفي مي کنند که در سال 1453 ساخته شده است.
دربخشي از اين گزارش با اشاره به ممنوعيت تصوير گري در اسلام آمده است که مسجدها و ديگر يناهاي شاخص اسلامي در سرتاسر خاورميانه ،آسياي مرکزي و ديگر سرزمين هاي اسلامي اعلب از اشکال غني ، دقيق و پيچيده اي پوشيده شده است که بر اساس الگوهاي هندسي دقيقي طراحي شده اند.
آرتور لو در بررسي هايي که در درباره رياضيات پيشرفته در هنر کاشي کاري اسلامي انجام داده و نتايج آن نيز در مجله ساينس چاپ و منتشر شده ، تاکيد کرده است که اين اشکال هندسي نشان مي دهد که کشورهاي اسلامي در زمينه رياضيات و طراحي به چه ميزاني از پيشرفت دست يافته بودند.
به گفته او شما مي توانيد در تمامي آثار شاخص اسلامي شاهد تکامل تدريجي و فزاينده رياضيات در ترسيم اشکال هندسي باشيد که در بيشتر موارد از يک الگوي ساده شروع شده و سپس به تدريج پيچيدگي بيشتر و بيشتري مي يابد.
در ادامه اين گزارش خاطر نشان شده است :زماني که اروپا در باتلاق هاي عصر تاريکي به سر مي برد فرهنگ اسلامي که درقرن هفتم هجري شکل گرفته بود، طي قرن هاي متمادي با دستاوردهاي مهمي در رشته هاي مختلف رياضي، پزشکي، مهندسي، سراميک، هنر و انواع دست بافته ها، معماري و ديگر رشته هاي علمي در اوج شکوفايي خود بود.
آرتور لو همچنين گفته است که يافته هاي جديد در زمينه رياضيات اسلامي نشان مي دهد که فرهنگ اسلامي به مراتب از آن چه که تا کنون تصور مي شد پيشرفته تر بوده است.
علت اصلي انجام اين بررسي ها آن بود که لو حين سفر به ازبکستان متوجه مسجدي مربوط به قرن شانزدهم ميلادي شد که در کاشي کاري هاي آن ازموتيف هاي ده ضلعي استفاده شده است. اين مسئله توجه و کنجکاوي وي را به کاشي کاري هاي شبه کريستالي در مساجد اسلامي جلب کرد.
طبق همين گزارش اين موضوع پيشتر نيز مورد توجه محققان غربي بسياري قرار گرفته بود چنان که در سال هاي دهه 1900 پرفسور «امي ماکويسکي »از دانشگاه کپنهاگ دانمارک نيز متوجه چنين موضوعي در مسجد هاي اسلامي به ويژه در گنبد مسجد مراغه شد که در سال 1197 ساخته شده است.


